ستاره از تو ماه از من....


نمی خوام سهم دنیا رو , تویی که سهم دستامی...اگه آرامشی دارم واسه اینه که همرامی...زمین می لرزه و اینجا یکی بی ترس خوابیده ؛ تو عشق تو یه چیزی هست که آرامش به من می ده...بذار روشن کنیم شب رو؛ ستاره از تو ماه از من....ازت یه خواهشی دارم،تو هم چیزی بخواه از من...

تموم خوبی ها با توست،چقد خالی شده دستم! بذار یک بار قبل از تو بگم که عاشقت هستم...


چقدر خوبه هوای تو،چه عشقی رو به من دادی. گرفتار تو که هستم بدم میآد از آزادی...ببین راه فرارم رو خودم از هر طرف بستم از این لحظه به بعد هر جا که تو هستی منم هستم. بدون که عمر عشق من به کوتاهی ساعت نیست،عزیزم  گفتنم  تنها یه حرف از روی عادت نیست ...




گنجشک لالا...


(( شب بارونی ٍ مرغ سوخاری ایت به خیر...))


هزار سوال با جواب


میشه یاد بگیری موهامو ببافی؟

میشه من کیک بپزم تو از فر درش بیاری؟ میشه خوشمزه شده باشه؟

میشه آواز بخونی؟ میشه با انگشتات روی میز دامبول و دیمبول کنی؟

میشه با هم تو فیس بوک بچرخیم و لوده بازی در بیاریم؟ میشه بارون بباره بریم فرحزاد؟میشه نعناعی باشه؟

میشه گوجه سبز هم بخری؟ میشه بریم کافه ی پایین فلورانس؟ میشه عکس بگیریم؟

میشه همیشه هوا خوب باشه؟هوای لواط باشه؟ میشه تو کوچه های باغ فردوس وایسیم اون خونه ئه رو نیگا کنیم؟

میشه بریم کاخ؟ میشه بریم ممد اناری؟میشه با هم پازل بچینیم؟لگو چی؟ با لگو خونه میسازیم؟ میشه اتاقاشو من درست کنم حیاطشٍو تو؟میشه رو اسباب و اثاثیه خونه مون اسم بذاریم؟

میشه هزارویک شب بخونم خوابت ببره؟ میشه خوابت ببره عینکتو از رو صورتت بردارم ؟

میشه صبح شه صبحونه بخوریم؟ میشه من چاییتو شیرین کنم ؟لقمه من بگیرم؟

میشه هرجا میری زود برگردی؟هوووف ...  میشه باهات بیام؟


سقف


زیر این سقف،اگه باشه  با تو از گل 

از شب و ستاره می گم ،

از تو 

و 

از خواستن تو

می گم و دوباره می گم...


22 اسفند


- دوست ندارم تولدم بیاد

- وا؟چرا؟!

- تولدم که میآد ، تو میری. چهار ساله