ساعت شش و سی و هشت دقیقه آلارم موبایلم را اسنوز کردم. هفت دقیقه بعد دوباره اسنوزش کردم. It's a fresh day It's a fresh day All bells rang for you. اکی  It's a fresh day قبول !

آفش کردم و قسم به دوستی که در آن صبح سرد آبان فقط به عشق سعدی به جذبه ی بستر گرم فائق آمدم. مسواک و صابون ام در دست رفتم به نبرد گشادی جسم و راحت طلبی روح .پرده را کنار زدم And I couldn't believe my eyes ...برف نو می بارید نان استاپ...

واضح است در صبح سرد آبانی که برف نو باریدن گرفته ،چقدر سعدی خوانی خوب است...


 شهر آن تست و شاهی،فرمای هر چه خواهی...