«در مذهب ما مرگ مهم‌تر از تولد است. تولد همه مثل هم است اما مرگ نه. گاهی شخصی در کمالی می‌میرد که مرگ او مرگ یک امت است. اشخاص به مرگشان معنی می‌دهند. برای همین در تاریخ ادبیات ما هم، تاریخ  وفات اشخاص مشخص‌تر از تاریخ تولد‌شان است...»


این سطرهای روان از درس خشکی مثل عقاید اسماعیلیه و اشعار ناصر خسرو -که این همه خشک است- بعیدنیست؟ 

به گمانم استادمان، شاعر است.