فیلم امروز را دوست داشتم، به آن رای "میانه" می‌دهم. به نظرم این فیلم از کار قبلی رضا درمیشیان، بغض، خیلی بهتر بود.

برای من و تمام کسانی که دانشجو بودن را در دانشگاه تهران تجربه کردند، خاطرات و نوستالژی‌های مشترک پنجاه‌تومنی را پیش چشم می‌کشد. ما، دانشجویان هشتادوهشتی که فتنه را، تظاهرات، رنگ‌پاشی‌ها و پروسهٔ "ستاره‌دار تا اخراج" را دیدیم و خوب به خاطر داریم صدای سخنرانی‌های محمود احمدی نژاد را که جای جای این فیلم پخش می‌شد و مثل سیلی می‌خورد توی صورتمان.

چیز دیگری که این فیلم برای من داشت، یادآوری خاطرات عاشقی‌ام بود، مسیر امیرآباد تا انقلاب. وقتی رضا روبروی سر در پنجاه تومنی یا دم نرده‌های سبز شانزده آذر منتظرم می‌بود...

http://www.khabarkhani.com/%D8%B9%DA%A9%D8%B3/br09dmq99008k4kgwwogssgsg/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg


عصبانی نیستم، فیلم خوبی است به سبکی نو و تمایز یافته. با دیالوگ‌های خوب،فیلمبرداری نو و تیپ سازی حرفه‌ای. نقد اولم به فیلم ضعف فیلمنامه و پیرنگ داستان است،دوم اینکه فیلم خیلی شلوغ بود و حرف‌های کارگردان در ظرف زمان فیلم نمی‌گنجید و موجب ناتمام ماندن سرنخ‌ها می‌شد. ایراد دیگری که به فیلم می‌خواهم بگیرم را درگوش آقای درمیشیان می‌گویم:

باران کوثری، هیچ شبیه دانشجویان دانشگاه تهران نیست آقا.